در هشتمین همایش روز ملی مهندس مطرح شد

موانع بزرگ مبادلات مهندسی

۲۳ اسفند ۱۴۰۰ کد خبر : 2830
دنیای اقتصاد- در هشتمین آیین پاسداشت روز ملی مهندسی که با محوریت «آسیب‌شناسی اجتماعی مهندسی در ایران» در اتاق بازرگانی مشهد برگزار شد، استادان و فعالان حوزه اقتصاد و جامعه‌شناسی، به بیان دیدگاه‌های خود در موضوع مهندسی در ایران، وضعیت آن و آسیب‌هایی که به این حوزه وارد شده پرداختند.

 

تعارض منافع در مهندسی و اثرات سوء آن، مخدوش شدن هویت مهندسی در اذهان مردم، علل توسعه‌نیافتگی مهندسی در ایران، تعارض منافع در پروژه‌های کلان اقتصادی کشور، درخودماندگی و چالش علم و فن در اقتصادهای وامانده از توسعه‌یافتگی و کنشگری سیاسی مهندسان در مسندهای مدیریتی کشور، از جمله مباحثی بود که در این همایش توسط «عباس آخوندی» وزیر پیشین راه‌وشهرسازی، «محمد فاضلی» استادیار پیشین دانشگاه شهید بهشتی و «سیدمحمد بحرینیان» پژوهشگر اقتصادی مطرح شد.

 

انحطاط اخلاق حرفه‌ای در مهندسی ایران

به گفته عباس آخوندی، وزیر پیشین راه‌وشهرسازی، سیستم مهندسی ایران گرفتار تعارض منافع است و این وضعیت علاوه بر نبود یک رویه واحد، اخلاق حرفه‌ای در مهندسی ایران را دچار انحطاط کرده و این موضوع سبب شده تا هویت مهندسی در اذهان جامعه، مخدوش شود.

آخوندی در سخنرانی ویدئوکنفرانسی خود در این همایش، با اشاره به سابقه مهندسی در ایران، عنوان کرد: در تاریخ کشورمان در آثار بزرگ چون نقش جهان، یک مهندسی توام با هنر، نهفته است؛ همچنین حوزه‌های مهندسی مدرن زودتر از کشورهای همسایه و هم‌تراز مانند ترکیه، عراق، مصر و مالزی، وارد کشورمان شد و ظرفیت‌های ارزشمندی در بخش مهندسی ایران طی ادوار مختلف فراهم بوده؛ اما امروز این پرسش مطرح می‌شود که چرا مهندسان ایران سهمی از بازار مهندسی جهانی ندارند؟ در حالی که سهم کشورهای هم‌تراز ایران از مهندسی بین‌المللی، بسیار زیاد است.

به گفته آخوندی، پاسخ این سوالات زمانی ممکن خواهد بود که بدانیم محیط اقتصاد سیاسی ایران اساسا برای پرورش بنگاه‌های بزرگ‌مقیاس اعم از مهندسی و غیرمهندسی، بارور نیست. او تصریح می‌کند: این ماجرا را نمی‌توان از درون فضای جامعه مهندسی بررسی کرد؛ بلکه بررسی مسائل این حوزه در یک بستر سیاسی و جامعه‌شناسی، نیازمند یک نگاه برون‌حرفه‌ای است.

 

تعارض منافع در مهندسی

وزیر پیشین راه‌وشهرسازی درباره علل توسعه‌نیافتگی مهندسی در ایران، به شکل‌گیری بنیاد حرفه مهندسی در ایران بر مبنای تعارض منافع اشاره و اظهار کرد: این مساله یکی از دلایل اصلی توسعه‌نیافتگی کشور ما به شمار می‌رود. تعارض منافع طرف‌های قرارداد، بخش‌های مختلف و خصوصا دولت را به سمتی هدایت می‌کند که تعهدی به قرارداد خود نداشته و از همین‌رو، هیچ رویه و فرایند استوار و مشخصی در بازار مهندسی ایران از مرحله تشخیص و اعطای صلاحیت تا تعریف پروژه، ارجاع قرارداد، نظارت، بازرسی و نگهداری وجود ندارد.

آخوندی افزود: در ساختار کنونی، دولت هم سیاست‌گذار است، هم مجری و هم تمام نهادهای خدمات مهندسی را تعریف می‌کند؛ از طرف دیگر دولت هم عرضه‌کننده خدمت و هم خود خریدار آن است.

وی نهادهای سیاسی ایران را بزرگترین مانع مبادلات مهندسی در ایران خواند و با اشاره به تعارض منافع در پروژه‌های کلان اقتصادی کشور، اذعان کرد: در یک نگاه کلی مساله مهندسی در ایران تعارض منافع است. این منافع متعارض زمینه گسترش فساد و تفسیر مسائل به اقتضای موقعیت‌ها را ایجاد کرده و موجب می‌شود هیچ رویه ثابتی برای سیستم مهندسی کشور شکل نگیرد. در نهایت، انحطاط اخلاق نتیجه چنین سیستمی خواهد بود. در چنین شرایطی نباید انتظار داشت جامعه به حرفه مهندسی با احترام نگاه کند.

 

ایران از معماران تمدن جهانی بوده است

 سیدمحمد بحرینیان، پژوهشگر توسعه هم در سخنرانی خود با موضوع «درخود ماندگی و چالش علم و فن در اقتصادهای وامانده از توسعه‌یافتگی» گفت: اگر دیدگاه خودشیفتگی نداشته باشیم، سابقه تاریخی نشان می‌دهد که ما یکی از معماران تمدن جهانی بودیم. ایران تمدنی شایسته بود که بزرگان جهان مانند «هگل» جامعه شناس و فیلسوف غربی و «ابن خلدون» اندیشمند مسلمان به آن اذعان داشته‌اند.

به باور بحرینیان، راه حل توسعه ایران این است که نهادی فراقوه‌ای مستقل از قوای اجرایی و تقنینی متشکل از نخبگان منتخب و مدیران اجرایی تشکیل شود و به بررسی راهکارهای توسعه در ایران بپردازد.

 

مشکل توسعه ایران کمبود منابع نیست

این پژوهشگر توسعه تصریح کرد: همیشه ساده‌ترین بهانه و سدی که در طول 120 ساله گذشته پشت آن پنهان شده‌ایم، این بوده که ما منابع نداریم. این سخنی خلاف است. در بررسی‌های دفتر پژوهش‌های اتاق بازرگانی خراسان رضوی، همه منابع ارزی کشور از سال 1338 استخراج شده است. بر این اساس، از سال 1336 در قالب درآمدهای نفت و گاز و درآمدهای حاصل از صادرات غیرنفتی به علاوه صادرات غیرنفتی و خدمات کشورمان، بالغ بر 2262 میلیارد دلار منابع حاصل شده است. البته باز هم این همه منابع نبوده و نباید فراموش کرد که ما بخشی از نفت را داخل کشور مصرف کرده‌ایم.

بحرینیان افزود: در واقع هنوز مشخص نیست که چقدر منابع در کشور ما تلف شده است. در دوران‌های مختلف این مبالغ بررسی شده و نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد از ابتدای قرن 21 تاکنون کشورمان هیچ‌گاه با کمبود منابع مواجه نبوده است. در واقع، 71.6 درصد منابع حاصل از صادرات نفت و گاز برای کشور فراهم بوده است. همچنین، منابع حاصل از صادرات پتروشیمی‌ها 97.7درصد و منابع دریافتی ناشی از صادرات سایر کالاها به میزان 86.5درصد در دسترس بوده است. در این مدت بیش از 1200 میلیارد دلار منابع بعد از اعمال تحریم‌ها در کشور ایجاد شده است.

این فعال صنعتی و پژوهشگر درباره وضعیت مصرف سوخت به عنوان یکی از سرمایه‌های کشور گفت: ارزش بنزینی که از سال 1380 تا سال 1397 سوزانده‌ایم، به اضافه میزان مصرف گازوئیل از سال 1376 تا سال 1397، 540 میلیارد دلار بوده است و این‌ها اعداد پنهان و سرمایه‌های نهفته‌ای است که در روند بررسی منابع مصرف شده طی سنوات گذشته، به آن اشاره نمی‌شود.

 

مشکل توسعه ایران، نبود سازمان‌دهنده است

بحرینیان معتقد است همه دردسرها حول تنظیم سیاست‌های تفصیلی و قوانین ناقص و ناکارآمدی می‌چرخد که در بسیاری از مراجع قانون‌گذاری کشور، تصویب شده‌اند. قوانینی که در تضاد باهم بوده و از آن بدتر دولت‌ها هم در تدوین دستورالعمل‌های اجرایی این قوانین حد و حدودها را رعایت نمی‌کرده‌اند. ماحصل کار، اقدامات اجرایی بوده که فاقد کارآمدی بوده‌اند.

این پژوهشگر توسعه اظهار کرد: از سال 1352 که درآمدهای نفتی کشور به یک‌باره سه برابر شد، وضعیت ما به چنین روزی رسید. در واقع منابع حاصل شده توانسته تا حدودی پیشرفت ایجاد کند؛ اما ایران همچنان توسعه نیافته است و به عنوان یک کشور بازی‌شونده و نه بازیگر در عرصه اقتصادی شناخته می‌شود. ایران از سال 1352 تاکنون به طور متوسط سالانه 19.3درصد تورم داشته است. چنین وضعیتی مستحکم‌ترین بنای اقتصادی را هم درهم می‌شکند. به طور کلی سرانه تولید ناخالص داخلی کشور بین سال‌های 1350 تا 1390 با محاسبه قیمت ثابت یکی است که این موضوع حکایت از فقر و جاری شدن آن در جامعه دارد.

بحرینیان با تاکید بر اینکه لازم است الفبای توسعه را بیاموزیم، خاطرنشان کرد: برخی تصور می‌کنند با اجرای پروژه‌های مختلف می‌توان به توسعه رسید. همین تصمیم‌گیری مسئولانی که در راس هستند، موجب شده وضعیت شهرها و حوزه تمدنی ما در معرض نابودی قرار بگیرد.

 

مهندسان در نقش کنشگر سیاسی

محمد فاضلی، جامعه‌شناس و استادیار پیشین دانشگاه شهید بهشتی هم در سخنرانی ویدئوکنفرانسی خود در این همایش با مطرح کردن دو روایت از مهندسی در ایران گفت: روایت اول می‌گوید مهندسی و مهندسان سهم بزرگی در مدرنیزه کردن و ایجاد زیرساخت زندگی در ایران داشتند و این سطح زندگی در کشور مرهون عمل ایشان بوده و البته از سوی سایر سامانه‌های سیاسی و اجتماعی حمایت شدند. نقش فناوری دانش خارجی را هم نباید نادیده گرفت.

وی افزود: اما در مقابل روایت دومی هم وجود دارد؛ مهندس و مهندسان چه در سطح سیستم مهندسی یا سطح کنشگر مهندسی، بدون آن‌که تخصص لازم داشته باشند از شان و جایگاه تکنسین (متخصصان جزءنگر) که باید مجری برنامه‌های توسعه باشند به غلط در جایگاه سیاست‌گذار و طراح توسعه نشستند؛ یعنی اندیشه رشته مهندسی به جای همه اندیشه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و محیط‌زیستی نشسته و به وزنه بی‌بدیل و بسیار اثرگذار در برنامه‌ریزی توسعه تبدیل شده است.

این جامعه‌شناس در ادامه مهندس و مهندسان را بخشی از نظام عقلانیت دانست و اظهار کرد: مردم عام وقتی می‌بینند جاده‌ای به غلط کشیده شده، سدی نادرست ساخته شده، می‌پرسند که یک عاقل نبود جلوی این اشتباهات را بگیرد و در واقع آیا نظام عقلانیتی وجود ندارد که مانع کار غلط و مشوق کار درست شود. ماهیت این نظام عقلانیت چیست؟ آیا سامانه عقلانیت از جنس دانش است و باید مهندسان باسواد‌تری را تربیت کنیم؟

وی افزود: عقلانیت نه سازمان، نه فرهنگ و نه از جنس دانش، بلکه یک محصول اجتماعی– جامعه‌شناختی است و از جنس توازن نیروها است و بعد از پدیدارشدن در شکل سازمان دانش و فرهنگ یا علم خود را بروز می‌دهد. در اصل نظام عقلانیت، یک نظام توازن شکننده است. نظام عقلانیت در توازن سه نیرو، نیروی دولت یا قدرت سیاسی، نیروی بازار یا قدرت اقتصادی و سوم جامعه مدنی یا قدرت اجتماعی- فرهنگی بروز می‌کند.

استادیار پیشین دانشگاه شهید بهشتی با تاکید بر اینکه در واقع هر سه عرصه جامعه، سیاست و بازار به درجاتی، کوتاه‌مدت‌نگرند، تصریح‌کرد: بازار به دنبال سود کوتاه‌مدت است. مردم اصولا کوتاه‌مدت‌نگرند؛ چه از جنبه دینی و چه سکولار و سیاستمداران از همه کوتاه‌مدت‌نگرتر هستند به ویژه وقتی در نظام‌های دموکراتیک قرار است چهار سال یکبار رای بیاورند!

 

غلبه قدرت سیاسی بر قدرت اجتماعی و بازار در ایران

فاضلی در ادامه خاطرنشان کرد: عقلانیت زمانی بروز می‌کند که سه عنصر قدرت سیاسی، قدرت بازار و قدرت اجتماعی به توازن برسند تا هرکدام بتوانند از ارزش‌های خود دفاع کنند. مشکل وقتی پدیدار می‌شود که یک یا دو عرصه بتواند بر عرصه دیگر غلبه کند مانند آنچه در ایران اتفاق افتاده و عرصه سیاست بر دو عرصه دیگر به شدت غلبه کرده و در واقع این پازل تکمیل نشده است.

وی تصریح کرد: بازار قادر نیست دولت را از مداخله در اقتصاد به منظور تعریف طرح‌هایی که مهندسی است؛ اما توجیه اقتصادی ندارد، بازدارد. دولت و نماینده مجلس وزیر را مجبور می‌کند تا در خشک‌ترین منطقه کشور پتروشیمی تاسیس کند و هزینه حمل‌ونقل را هم بر آن تحمیل می‌کنند. یعنی قدرت سیاسی در سامانه بازار مداخله می‌کند و ابزار مهندسی را به کار می‌بندد. در واقع معنای گمشده توسعه در ایران، فقدان نظام عقلانیتی است که نمی‌توان آن را در کتاب‌ها، دانشگاه یا آزمایشگاه و فلسفه پیدا کرد.

این جامعه شناس با بیان اینکه مساله مهندسی در یک سامانه نامتوازن بین سه ضلع مزبور قرار گرفته، گفت: مهندسان باید بدانند که مشکل آنان از دل خود مهندسی حل نمی‌شود. این وضعیت با پرورش مهندس بهتر، جذب استعدادهای بیشتر و بازگرداندن ایرانیان خارج از کشور و همچنین تاسیس شرکت‌های مهندسی که ماهیت دولتی دارد، رفع و رجوع نخواهد شد. باید توجه داشت سامانه مهندسی اساسا یک ابزار است که در دل توازن بین جامعه، حکومت و اقتصاد قرار گرفته و زمانی که ارزش‌های این سه دسته به رسمیت شناخته شود، می‌تواند رشد و شکوفایی را تجربه کند.

 

مشکلات پیش روی توسعه در ایران

در ادامه ذاکر تبریزی، پژوهشگر در سخنانی با اشاره به مشکلات پیش روی توسعه در ایران بیان کرد: موازنه تجاری منفی، مخارج دولت، بازار سرمایه متزلزل، رشد مصرف مواد مخدر، بحران محیط زیست و... مسائلی هستند که امروز ما خود را در مواجهه با آن می‌بینیم. ما فاقد نظریه شناخت عمیق هستیم که بتواند تصمیم‌گیری‌های ما را هدایت کند. این شناخت عمیق وجود ندارد و در ارکان دولت و مجلس اتاق فکری دایر نیست.

وی ادامه داد: به عقیده من ما نتوانسته‌ایم سیستم را درک کنیم. سیستمی که هدف ندارد، اساسا سیستم نیست. عملکرد هر جز از این سیستم بر اساس نفعی است که هدف ایجاد می‌کند. تک‌تک اجزای یک سیستم برای رسیدن به این هدف تاثیرگذار است. وظیفه مدیریت در این میان تبیین ارزش‌های واحد و اهداف سازمانی است. ما یک سیستم یکپارچه و هماهنگ نداریم. این موضوع در آموزش و پرورش کشور هم دیده می‌شود و داده‌های این مجموعه نتوانسته تعریفی از آموزش ارائه دهد که نیاز بازار را برطرف کند.

ذاکر تبریزی تاکید کرد: به طور کلی ایران ما از فقدان و ثبات هدف، مشکل در ارزیابی عملکرد، درجه‌نگری‌ها و بازنگری‌ها، کوتاه بودن طول عمر مدیران، ضعف آینده‌نگری و عدم بررسی فرایندها رنج می‌برد.

دنیای اقتصاد خراسان آخرین ویرایش : ۲۳ اسفند ۱۴۰۰, ۱۸:۱۴


نظر سنجی دنیای اقتصاد

اخبار تصویری

پیشخوان خبر

یادداشت ها